دوست حق

دوست حق

حسین عطایی
دوست حق

قبلنا

 

قبلنا همه سر یه سفره جمع میشدن و میگفتن و میخندیدن

الان همه از هم فرار میکنن و میخوان تنها باشن

 

قبلنا بچه ها پاشونو پیش باباشون دراز نمیکردن

الان   تا با باباه دعوا نکنن روزشون شب نمیشه

 

قبلنا زمستونا برف میومد تابستونا کلی صفا بود

الان زمستونا خشکه خشکه و تابستونم انگار نه انگار

 

قبلنا نزدیک عید میشد همه خوشحال میشدن

الان مردم عیدشون با بقیه روزا هیچ فرقی نداره

 

قبلنا همه به هم کمک میکردن

الان همش سر همدیگه کلاه میذارن

 

قبلنا خلافکاراهم با شرافت خلاف میکردن

الان خیلیا چشمشونو رو همه چی میبندن و هر کاری دوس دارن میکنن

 

قبلنا یدونه دفترچه خاطرات بود که صمیمی ترین دوستا هم اجازه نداشتن بهش نزدیک بشن

الان خاطراتو سریع و یهویی میذارن تو نت تا همه باخبر بشن

 

قبلنا هرچقدم کمبود داشتن آرامش بود

الان هرچقدم فول باشی بازم آشوبی و ناراضی

 

قبلنا رو لباسشون مینوشتن میروم تا انتقام سیلی مادرم زهرا بگیرم

الان حاضرن تن به هر خفتی بدن تا سازش کنن

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳ | 23:4 | نویسنده : حسین عطایی |

حميد مصدق ، فروغ فرخزاد و سيب باغچه ي همسايه ...

حمید مصدق :

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت

پاسخ فروغ فرخزاد :

من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

پ. ن : دکتر حمید مصدق ، حقوقدان و استاد دانشگاه



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳ | 23:1 | نویسنده : صادق صیادی |

الکی!

 

ﻧﮕﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻫﺖ، اﻟﮑﯽ
ﻣﺜلاً رﻓﺘﻪ ﺯ ﺳﺮ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯾﺖ، ﺍﻟﮑﯽ!
.
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺻلاً ﭼﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ
ﻣﺜلاً ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻫﺎﯾﺖ، ﺍﻟﮑﯽ!
.
ﻫﺮﺷﺐ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﺧﻮﺷﯽ ﺍﻭﻝ ﺷﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻢ
ﻣﺜلاً ﻏﻢ ﻧﺸﺪﻩ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯾﺖ، ﺍﻟﮑﯽ!
.
ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺗﻮ ﺑا ﺧﺒﺮﻧﺪ
ﻣﺜلاً ﻧﯿﺴﺖ ﺩﻟﻢ ﺍﻫﻞ ﺷﮑﺎﯾﺖ، ﺍﻟﮑﯽ !
.
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻣﺘﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ
ﻣﺜلاً سگ نشوم ﻫﺮ ﺩﻭ سه ﺳﺎﻋﺖ، ﺍﻟﮑﯽ!



تاريخ : شنبه ۹ اسفند۱۳۹۳ | 23:30 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

و اسفند شد ...

و اسفند شد...


دوست داری بی محابا مهربان باشی


تازه می فهمی


مهربان بودن چه آسان است


با تمام چیزها ؛ از سنگ تا ... انسان ...

 


"قیصر امین پور"



تاريخ : جمعه ۸ اسفند۱۳۹۳ | 23:58 | نویسنده : صادق صیادی |

وکیل

پیشاپیش 7 اسفند روز وکیل مدافع  رو به تمام حقوقیها تبریک عرض میکنیم

بنا به پیشنهاد دوستان توی این پست مایلیم نظر شما رو درباره بهترین هدیه برای یک وکیل رو بدونیم

قبلاً از همکاری شما سپاسگزاریم



تاريخ : دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ | 23:14 | نویسنده : فروغ قاسمی |

....

مدیریت سابق در یک نگاه 

 

پی نوشت1:  

از آن روزی که سربازی به پاشد

ستم بر ما نشد بر دختران شد

بسوزد آن که سربازی بنا کرد

تمام عشرت مارا فنا کرد

بسوزد آن که سربازی بنا کرد

تمام دختران را چشم به راه کرد 

عجب شیر را نگو،زندان هارون 

که دلها در جوانی میکند خون

گروهبانها مرا بیچاره کردن

لباس شخصیم را پاره کردن

بسی با زور دادن سیب زمینی

شدم سرباز نیروی زمینی

 

پی نوشت2: 

وضعیت مدیریت سابق در صورت عدم اجرای بند پ  

من ومدیریت سابق:  

   افسر گروهبان: 

                                  اعزامی ها:  

 




تاريخ : دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ | 14:1 | نویسنده : علی شادی |

نمونه یک پرونده کیفری

سوال :آقاي (الف) با شخم زدن و صحنه سازي متقلبانه و تغيير مرز زمين زراعي متعلق به (ب)، اقدام به جداسازي قسمتي از زمين کشاورزي (ب) و الحاق آن به زمين کشاورزي خود که در مجاورت زمين(ب) قرار داشته مي کند، به نحوي که تشخيص مرز بين دو زمين و حدود آن ناممکن مي گردد. بدين ترتيب عملاً نامبرده مقدار 2000 متر از زمين (ب) را به نحو غيرقانوني و متقلبانه مورد تصاحب قرار مي دهد.

الف ـ آيا تصاحب متقلبانه قسمتي از زمين ب توسط الف، مشمول جرم کلاهبرداري است يا خير؟  

 ب ـ  در صورتي که الف بعد از تصاحب متقلبانه زمين مذکور، به عنوان مالک براي زمين مذکور از اداره ثبت اسناد و املاک تقاضاي صدور سند مالکيت نمايد، آيا صرف تقاضاي صدور سند مالکيت جرم مي باشد يا خير؟  

   جواب در ادامه مطلب

 پی نوشت:با سلام.در مورد این پست بگم برای این که (یکم)وبمون حقوقی بشه از نویسده ای وب و خصوصا بچه های گروه خواهش میکنم که با پستاشون ونظراتشون از این کار حمایت کنن. 

ایشالا اگه بچه ها تو این زمینه فعال بشن مطمئنا هم وبلاگ رونق پیدا میکنه هم یه چیزی یاد میگیریم یا برامون رفع ابهام میشه ...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ | 10:10 | نویسنده : بهنام شادی |

برام سوال شده بود که

چرا؟؟؟!!!

تو این روزا با هرکی در باره نمره و معدل حرف میزنم برمیگرده به جای اینکه ازم تعریف و تمجید کنه

هر چی بد و بیراست بهم میگه

بعد از اینکه کلی فرهنگ لغت دهخدا و معین و زیر و رو کردم که منظور آدما رو درست متوجه بشم

به نتیجه نرسیدم

داشتم وبگردی میکردم که نوشته بود فرهنگ لغت فارسی در باب تمجید

باورتون نمیشه ولی همون فوشایی که بهم میدادن در باب تمجید بوده

الان خیلی خوشحالم که انقدر ازم تعریف میکنن

.

.

.

.

.

.

الکی مسلن منم این ترم همه نمرهام 19،20 شده...


موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی

تاريخ : یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳ | 23:17 | نویسنده : حسین عطایی |

قرعه فال بنام من زدند

باسلام صمیمانه از زحمات جناب اقای عطایی که مدیریت وبلاگ رو 2 سال به عهده داشتن تشکر میکنم و امیدوارم با همکاریهاشون همچنان کمکرسان وبلاگ باشن... با ارزوی موفقیت برای همه نویسنده ها و خواننده های وبمون یاحق/

 

 پ.ن : از همه دوستان بی نهایت متشکرم .



تاريخ : شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳ | 23:19 | نویسنده : فروغ قاسمی |

اکسیر بنفش

پرده را کنار می زنم ، قوری را بر می دارم ، گل گاو زبان می ریزم ، لیمو و نبات می اندازم ، بعد هم آب جوش  ، و می گذارم تا دم بکشد .
اگر هوا کمی سرد باشد ، که چه بهتر ! می توانم کوچه را هم با معجون جادوئی ام به کمی حال خوب مهمان کنم . میتوانم به عابری که همیشه در کیف بزرگ مخملش به دنبال کلیدش می گردد و پیدایش نمی کند ، بگویم : یک نفس عمیق بکش و آن جیب کوچک ناقلای داخل کیفت را نگاه کن ، حتما پیدایش می کنی . یا می توانم به همسایه ام که یک بنز قدیمی دارد بگویم : اگر کمی دستت را به راست بگیری می توانی راحت از روی پل سیمانی کوچک بگذری و اصلا لازم نمی شود پیاده شوی و به ماشین آبی رنگ زییایت لگد بزنی .
اینها همه از معجزه همین اکسیر بنفش رنگی است که نسل به نسل در خانه ما گشته و حسابی امتحانش را پس داده … مادر بزرگ و مامان ، به آن ایمان دارند و همیشه در قوطی های گلدار با احترام در بهترین کنج آشپزخانه نگه می دارند .
حالا من هم یکی از همان قوطی های پر از گل گاو زبان عزیز را در آشپزخانه ام دارم ، فقط محض خوب شدن حال …


برچسب‌ها: نوشته های خودمانی

تاريخ : شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳ | 23:18 | نویسنده : فروغ قاسمی |

پنج شنبه ۱۱:۳۰

هوالباقی

درد از دست دادن عزیز و سایه سر سخت است

شاید با حضورمان در مسجد دانشگاه بوعلی در پنج شنبه ساعت ۱۱:۳۰ و عرض تسلیت به دوست و همکلاسی عزیزمان احسان اسماعیلی برای از دست دادن پدر بزرگوارشان ذره ای از اندوه این غم بزرگ را کم کنیم.

 



تاريخ : چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ | 16:7 | نویسنده : حسین عطایی |

فصل زندگی

 

در كتاب چار فصل زندگی

صفحه ها پشت سرِ هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند...

گریه، دل را آبیاری می كند

خنده، یعنی این كه دل ها زنده است...

زندگی، تركیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را


(قیصر امین پور)


برچسب‌ها: فصل ها

تاريخ : چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ | 10:43 | نویسنده : بهنام شادی |

جمله هفته

 

زندگیت را منوط به بودن و نبودن آدم ها نکن...

روی پاهای خودت بایست تا تنهاییت را بیهوده نیابی

و هیچکس را بهترینه زندگیت خطاب نکن یادت باشد آدم ها بهترین که خطاب  شوند خیالاتی می شوند

هوا برشان میدارد و تو را به هر جهت که می خواهند میبرند

زندگیت را که مشروط بر دیگران کنی جایی برای کشف خودت باقی نمیگذاری

آدم ها که مهم تلقی شوند تغییرت می دهند آنوقت تو می مانی و یک دوگانگی شخصیت

یادت باشد کسی بهترینه زندگیت می شود که خودش بخواهد

مبادا عروسک خیمه شب بازی دست دیگران شوی

مگذار زندگیت محتاج تایید گرفتن از دیگران باشد با دهن کجی به تنهایی درونیت،حفظ ظاهر کن

از ترس بی کسی به آغوش های پیش پا افتاده پناه نبر هر تازه وارد رنجی تازه است

یادت باشد تازه واردها هم از ترس تنهایی به آغوش تو پناه می آورند  

دست تنهاییت را به سمت هیچکس دراز نکن تا منت هیچ خاطره ی اشتباهی بر سر بی کسیت نباشد

 جهان از چشم تو نخواهد افتاد مادامی که از چشمان خودت نیفتاده باشی...

 

خیلی وقت بود جمله هفته نداشتیم و بعد از مدت ها از سیمین بهبهانی جمله ای خوندم که واقعا به دلم نشست خدا بیامرزه ایشونو.



تاريخ : دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ | 1:5 | نویسنده : حسین عطایی |

سالروز درگذشت فروغ فرخزاد

48سال پيش در روز ۲۴ بهمن خودروى جيپى كه متعلق به استوديو فيلمسازى گلستان بود در جاده قديم شميران براى اينكه به مينى‌بوس حامل بچه‌هاى مدرسه برخورد نكند، از مسيرش منحرف شد و راننده آن در اثر ضربه مغزى درگذشت. راننده اين خودرو فروغ فرخزاد بود. شاعرى كه هم ساختارهاى شعرى را شكست و هم از سد مناسبات مردسالارانه عبور كرد.

فروغ در ۲۴ بهمن ماه سال ۱۳۴۵ در اثر تصادف رانندگى درگذشت. هنگام مرگ ۳۲ سال داشت. بسيار جوان و هنوز بيقرار... به قول سيمين بهبهانى: «حیف که فروغ فرصتش برای زندگی خیلی کم بود و اگر می‌بود بسیار بسیار از این درخشان‌تر می‌شد و شاید کارهای بسیار بیشتری هم تقدیم ادبیات می‌کرد، ولی همین که گذاشته بسیار نقطه‌ درخشانی‌ست».

         

 

به مناسبت سالروز درگذشت بانو "فروغ فرخزاد" فایل صوتی یکی از شعرهای ایشون باصدای خودشون رو برای علاقمندانشون قرار میدم،امیدوارم لذت ببرید.

                    

روحش شاد،یاد و نامش گرامی ...

 

ای تکیه گاه و پناه


برچسب‌ها: سالروز درگذشت فروغ فرخزاد

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۲۴ بهمن۱۳۹۳ | 16:27 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

اولین وکیل زن ایران!

خديجه كشاورز به لحاظ تقدم زماني اولين وكيل زن ايران محسوب مي‌شود كه در 21 فروردين سال 1316 پروانه وكالت پايه دو دريافت كرد. گفته مي‌شود هنگامي كه وي درخواست پروانه وكالت داده بود يك عضو كانون وكلاي آن دوره- كه تحت نظارت دادگستري بود- اعتراض كرد كه اگر قرار باشد زني پروانه وكالت بگيرد من از ادامه شغل وكالت معذورم اما رييس هيات مديره يعني سيدهاشم وكيل پروانه وكالت خانم كشاورز را مي‌پذيرد. 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۳ | 20:52 | نویسنده : فروغ قاسمی |

و پیامی در راه ...

روزی

خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد:

"ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم ؛ سیب سرخ خورشید ... ! "

.                                          

.

.

آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت...

(سهراب سپهری)        


برچسب‌ها: شعر , سهراب

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ۲۱ بهمن۱۳۹۳ | 23:46 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

شروط ضمن عقد نکاح !!!

پاسخ خاص و خواندنی آیت الله مکارم شیرازی به استفتاء عجیب یک خانم

 

استفتاء:

بنده از اینترنت شرایطی را در مورد ازدواج دیدم که خیلی خوب و عادلانه هم بود و من از آنها پرینت گرفتم و به دوستانم هم نشان دادم و آنها هم تایید کردند که شرایط بسیار خوبی است و می تواند برای دختری که قصد ازدواج دارد بسیار مفید باشد برای همین با خواستگارم مطرح کردم و آن هم پذیرفت ولی وقتی رفتیم محضر، محضر دار که یک روحانی هم بود گفت اکثر این ها شرایط خلاف شرع هستند و بدرد نمی خورند و حتی به تمسخر گفتند که شاید هر کس این ها را نوشته قصد دست انداختن خانمها را داشته است و من خیلی ناراحت شدم واقعاً همین مسایل است که باعث می شود ما جوانها دین گریز باشیم
چرا نباید به شرایط مورد توافق طرفین احترام قایل شد ؟
من شرایط را هم برایتان ارسال می کنم و از شما خواهش دارم که مرا راهنمایی فرمایید
از لطف شما هم ممنونم
۱.زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر داد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و خود را از علقه زوجیت رها سازد به هر طریق اعم از بذل یا اخذ مهریه.
۲.زوج به زوجه وکالت بلا عزل داد تا هر زمان خواست مهریه را به هر میزان که خواست افزایش دهد.
3- زوجه اجازه دارد هر زمان اراده نمود به خارج از کشور مسافرت نموده و نیازی به اجازه مجدد زوج نباشد چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است.
4- زوجه حق ادامه تحصیل را تا هر مرحله یی که لازم بداند خواهد داشت در هر مکان و محلی که ایجاب کند .
5- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و در هر محلی که صلاح بداند مخیر می نماید.
6- زوج مکلف است هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست زوج باشد یا به درخواست زوجه ، کلیه دارایی خود را اعم از منقول و غیر منقول و وجوه نقدی بلا عوض به زوجه منتقل نماید.
7- حق انتخاب مسکن و تعیین کشور و شهر یا محل آن با زوجه خواهد بود.
8- حضانت فرزندان بعد از طلاق مطلقاً با زوجه خواهد بود و در صورت خروج از کشور نیز نیازی به اذن پدر نخواهد بود.
9.اختیار زمان بچه دار شدن مطلقاً در اختیار زوجه خواهد بود.
10.نزدیکی و تمکین در اختیار زوجه بوده و هر زمان که اراده نمود زوج مکلف به همبستری با زوجه خواهد بود.
11.اگر احیاناً تقاضای همبستری از سوی زوج باشد زوج باید قبلاً مبلغی (که از سوی زوجه تعیین می شود) به شماره حساب زوجه واریز نماید با این حال زوجه در نزدیکی مخیر بوده و این امر موجد هیچ حقی هم برای زوج نخواهد بود.
12.زوج به هیچ عنوان حق طلاق زوجه را نخواهد داشت.
13.زوج پس از متارکه به هیچ عنوان حق ازدواج را نخواهد داشت اعم از نکاح دائم یا نکاح منقطع.
14.زوجه هر وقت مصلحت بداند می تواند زوج را تنبیه بدنی نماید و زوج حق هر گونه اعتراض بعدی را در این خصوص از خود سلب و ساقط می نماید.
15.زوج مکلف به انجام کلیه کارهای منزل بوده و در موقع جدایی نیز حق درخواست اجرت المثل را از این حیث نخواهد داشت.
16.زوجه هر گونه که مقتضی و صلاح بداند در برقراری ارتباط با دیگران مخیر بوده و زوج حق هر گونه اعتراض بعدی را از خود سلب و ساقط می نماید.
17.درخصوص تربیت اولاد زوجه هر گونه صلاح بداند اقدام خواهد نمود و زوج حق دخالت در این خصوص را نخواهد داشت.
18.ریاست خانواده با زوجه خواهد بود.
19.زوجه شرط نمود که زوج ضمن اطاعت کامل از زوجه از والدین ایشان نیز تبعیت کامل داشته باشد.
20.زوجه شرط نمود عند اللزوم نفقه والدین ایشان نیز با زوج باشد.
21.حق رجوع بعد از طلاق با زوجه خواهد بود.
22.نفقه زوجه علاوه بر مصادیق قانونی که عبارت از تهیه مسکن و البسه و خوراک و هزینه های بهداشتی و داروییٍٍ می باشد شامل کلیه تفریحات زوجه نیز از قبیل مسافرت خارج از کشور و غیره خواهد بود و میزان نفقه نیز توسط زوجه بدون لحاظ کردن وضعیت مالی زوج تعیین خواهد شد.

 

پاسخ آیت‌الله مکارم شیرازی:

فکر می کنیم آنچه نوشته اید، منظورتان مزاح و شوخی بوده. هیچ برده ای هم در دوران بردگی دارای چنین محدودیتی نبوده و اگر زوجی را پیدا کنید که زیر بار این شرایط برود حتما باید او را به طبیب روانی معرفی کنید.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله العظمی مکارم شیرازی


موضوعات مرتبط: حقوقی
برچسب‌ها: پاسخ خاص و خواندنی آیت الله مکارم شیرازی به استفتا , شروط ضمن عقد نکاح

تاريخ : شنبه ۱۸ بهمن۱۳۹۳ | 22:59 | نویسنده : صادق صیادی |

فوق العادس

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱۶ بهمن۱۳۹۳ | 11:51 | نویسنده : فروغ قاسمی |

پاییز،تنهایی

 

بازم یه پاییز،دوباره بارون،هجوم فکرت،همون خیابون،دوباره دلشوره ی تورو دارم

دوباره دلتنگتم عزیزم،دوباره دارم بهم میریزم،چقد ازین حال بیتو بیزارم

بیادتم من آروم جوونم،بزار تو این حسرتم بمونم،بیادتم من ای مهربونم

دوباره آوار برگ زردو،قدم زدن تو هوای سردو، ادامه های یه درد پاییزی

دوباره جاده،دوباره دریا،دوباره گریه،همیشه تنها

همینه حال یه مرد پاییزی

 

 

آلبوم جدید احسان خواجه امیری به نام پاییز،تنهایی بلاخره  اومد بیرون.مثل همیشه با احساس و فوق العاده .این آلبوم شامل ۱۲ترانه هست که تو تموم آهنگ هایی که این خواننده کشورمون با صدای نابش خونده آهنگسازی و تنظیم استادانه ای داره جوری که ریتم شعر رو میشه حس کرد.اما به جز صدای بی نظیر احسان باید شعر های انتخاب شده رو از دلایل جذب آهنگ های احسان خواجه امیری دونست.با گوش دادن ترانهاش میشه آرامش و لمس کرد.

هیچ چیز خوب با صرف منطق به وجود نمیاد تا اون چیز خوب به دل نشینه یعنی هنوز براتون خوب نیست احسان خواجه امیری آهنگاشو با دلش میخونه با احساسش بخاطر همینم حرفاش به دل میشینه.احساس و دلی زندگی کردن از خصلتها و طبیعت پاییزه از پاییزی ها،به خصوص آبان ماهی ها جز عشق نمیشه انتظار دیگه ای داشت.لینکای دانلود آلبومو نذاشتم چون ازتون خواهش میکنم اورجینالشو بخرید باور کنید بیشتر از ۳۰۰۰تومن ارزش داره.

آرزو میکنم همیشه عاشق باشید.

 

 

باز دوباره فکر تو،باز ادامه ی غمت

این درد یه عمر با منه،ای کاش ندیده بودمت

عاشق باشی همینه حالت،قلبت آرومه یک عذابه،حالت هم خوبه هم خرابه

وای

یک لحظه حس گریه داری،یک لحظه راحت خیالت

عاشق باشی همینه حالت

وای

عاشق باشی دلت همیشه غرق یک آشوبه که

برای قلبت حسش انقد خوبه که ازش نمیشه بگذری

عاشق باشی عذاب عشقتم بجوونت میخری

بره بمونه پای این یک باوری ازش نمیگذری

عاشق باشی همینه حالت

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۳ | 17:31 | نویسنده : حسین عطایی |

غزلی از کاظم بهمنی

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود

 

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود

                                 و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود

آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم

                                 مثل اسپند، دلم جای خودش بند نبود

مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید

                                 خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم

                                 کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هرچند نبود

شدم از «درس» گریزان و به «عشقت» مشغول

                                 بین این دو چه کنم نقطه‌ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت

                                 جای آن‌ها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تو را دید، رقیبم شد و بعد

                                 اتفاقی که رقم خورد، خوش‌آیند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!

                                 کاش نقّاش تو این قدر هنرمند نبود...!

 


برچسب‌ها: شعر

تاريخ : دوشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۳ | 16:1 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

قدرت کلمات

[دوستان عزیز با آرزوی موفقیت در امتحانات، شما رو به خوندن مطلب زیر دعوت می کنم ]

 

به قدرت کلمات ایمان بیاوریم...

ﻧﮕﻮ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ!
ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ !
 
ﻧﮕﻮ : ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ!
ﺑﮕﻮ : ﺩﺭ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ!
 
ﻧﮕﻮ : ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ !...
ﺑﮕﻮ : ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﯽ؟ ! ﺭﺍﺳﺘﯽ؟ !
ﮕﻮ : ﺧﺪﺍ ﺑﺪ ﻧﺪﻩ !
ﺑﮕﻮ : ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﻩ !
 
ﻧﮕﻮ : ﻗﺎﺑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ !
ﺑﮕﻮ : ﻫﺪﯾﻪ ﺍﻯ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﺑﮕﻮ : ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻡ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺯﺷﺘﻪ !
ﺑﮕﻮ : ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ !
ﺑﮕﻮ : ﺧﻮﺑﻢ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﻩ!
ﺑﮕﻮ : ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ !
 
ﻧﮕﻮ : ﭼﺮﺍ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﻴﻜﻨﻰ؟!
ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﭼﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﻣﯽﺑﺮﯼ؟
 
ﻧﮕﻮ : ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ!
ﺑﮕﻮ : ﺷﺎﺩ ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﺎﺷﯽ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺍﯾﻨﺠﺎﻧﺐ !
ﺑﮕﻮ : ﻣﻦ !
 
ﻧﮕﻮ : ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ !
ﺑﮕﻮ : ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ !
ﺑﮕﻮ : ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺘﻢ !
ﺑﮕﻮ : ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﺒﻢ ﺭﺳﯿﺪ !
ﺑﮕﻮ : ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﻮﺩ !
 
ﻧﮕﻮ : ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﺑﮕﻮ : ﺧﻮﺩﻡ ﺣﻠﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ !
 
*ﺧﻮﺏ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ*
 

برچسب‌ها: قدرت کلمات

تاريخ : سه شنبه ۷ بهمن۱۳۹۳ | 17:51 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

فاش گویم و از گفته‌ ی خود دلشادم.

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم »
 
كه در این ترم پیاپی ز دروس افتادم !
 
اولین نمره كه دیدم سر من سوووووت كشید
 
سوی استاد دویدم غم دل سر دادم
 
ولی افسوس كه استاد محبت ننمود
 
با غضب گفت برو... نمره زیادی دادم !
 
گفتمش بهر خدا یك نظر انــــداز به من
 
مزه انداخت : نیم ناظر و من استادم !
 
بازگشتم كه شوم مطلع از درس دگر
 
دیدم « این سیل دمادم ببرد بنیادم »
 
خشمگین داد زدم، ناله و نفــرین كردم
 
- هیچ كس نیست در اینجا كه رسد بر دادم ؟؟؟!!
 
نــاگه از دور بدیــــــدم رخ اســــتاد عزیز
 
گوییــــا بر دل او كـــــرد اثر فریادم...
 
گفتمش مرد شریف از چه به من -6- دادی؟!
 
گفت: غیبت سببش بود و نرفت از یادم
 
قصه گر باز بگویم همه اش تكراری است
 
از دروس دگــــرم نیـــــــــز چنین افتادم
 
گرچه افتادم و ماندم عقب از خرخوان ها...
 
كسب عنوان عقب مانده مباركبادم !!
 

برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ | 20:19 | نویسنده : بهنام شادی |

من عاشق محمدم

سلام بر محمد پیامبر عشق و مهربانی

جانم فدای پیامبری که رحمتی به وسعت عالم دارد و ما همه جیره خوار کوی محبت اوییم.وجودم فدای پیامبری که انسانیت مدیون نام او است و باران شرنده بخشش او.

یا محمد تو خود شاهد باش که ما همه خواستاریم تمامی جهان را صلح و آرامش فرا گیرد و از ریختن خون انسان های بی گناه در سرتاسر جهان اندوهگینیم.

یا محمد به تو متوسل میشویم تا آرزوی عدالت نبوی و الهی با ظهور فرزندت هرچه زودتر تحقق یابد و قلب ما از توهین مدعیان دروغین آزادی آرام گیرد.

لبیک یا محمد

الهم صل علی محمد و آل محمد

 



تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی۱۳۹۳ | 1:3 | نویسنده : حسین عطایی |

۹۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ یعنی ...

۹۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ یعنی ...

( شما در مورد این ارقام چه فکر می‌کنید؟)

شرکت پدیده شاندیز که این اواخر با دستور قضایی تبلیغات آن در تلویزیون و سایر رسانه ها ممنوع شده، بنا بر اخبار منتشر شده نزدیک به ۹۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ (۹۰ هزار میلیارد ) تومان سهام به مردم فروخته است، البته خود محسن پهلوان، مدیر این مجموعه رقم آن را ۹۴ هزار میلیارد اعلام کرده است.

اما این ۹۰ هزار میلیارد چقدر است؟

۲ برابر بابک زنجانی: ثروت بابک زنجانی ۱۳/۵ میلیارد دلار تخمین زده شده، که این یعنی ۹۰ هزار میلیارد تومان مورد بحث حدودا دو برابر ثروت زنجانی به تومان است.
( منبع ثروت زنجانی، نیویورک تایمز: http://nyti.ms/1HMgil3 )

۳ برابر استیو جابز: ثروت استیو جابز، کارآفرین و مخترع محبوب اپل پیش از مرگ توسط مجله معتبر فوربز ۸/۵ میلیارد دلار تخمین زده شده بود. این یعنی ۹۰ هزار میلیارد تومان برابر ۳ برابر کل دارایی جابز پیش از مرگ به تومان است.
(منبع: http://bit.ly/1HMhB3i)

۱/۲درآمد نفتی کشور: در لایحه بودجه سال آینده کل منابع حاصل از فروش نفت - با احتساب سایر در امدهای متفرقه شبه نفتی - چیزی حدود ۷۸ هزار میلیارد تومان پیشبینی شده، این یعنی ۹۰ هزار میلیارد تومان پدیده شاندیز ۱/۲ برابر کل درآمد نفتی کشور در سال آینده است!
( منبع: http://bit.ly/17i1UEb )

۲۴۰۰۰ برابر شهرام جزایری: رقمی که شهرام جزایری متهم به اختلاس آن بود نزدیک به ۳۸ میلیارد تومان بود، این یعنی 90 هزار میلیارد پدیده نزدیک ۲۴ هزار برابر اختلاس شهرام جزایری است.
(منبع: http://bbc.in/1KlnsPi)

۹ میلیون سال حقوق یک کارمند: اگر حقوق یک کارمند عادی را۸۰۰ هزار تومان در ماه در نظر بگیرید، ۹۰ هزار میلیارد تومان برابر ۹ میلیون و ۳۷۵ هزار سال یک کارمند است!

۳۰ برابر اختلاس۳ هزار میلیاردی: مه آفرید را حتما به یاد دارید، کسی که مشهور به اختلاس 4 هزار میلیاردی شد، ۹۰ هزار میلیاردتومان ۳۰ برابر اختلاس ۳ هزار میلیاردی است.

۵ میلیون دستگاه پراید: با این پول میشود ۵ میلیون دستگاه پراید هاچ بک (به قیمت ۱۸/۴میلیون تومان) تهیه کرد. به عبارتی تقریبا میتوان به تمام خانوارهای تهرانی یک دستگاه پراید داد (تازه اضافی هم خواهد آمد!)

۲۲۵ هزار آپارتمان: با این پول می‌توان به قیمت متوسط متری۴ میلیون،۲۲۵ هزار دستگاه آپارتمان ۱۰۰ متری در تهران خرید.

۹۰۰ تن طلا: این پول برابر ۹۰۰ تن طلا به قیمت خرده فروشی( حدودا هر گرم ۱۰۰ هزار تومان) است.

۶۱ هزار دستگاه پورش: گران ترین پورش در بازار تهران پورش ۹۱۱ کاررا است که قیمت آن هم اکنون یک میلیارد و ۴۸۰ میلیون تومان است. با ۹۰ هزار میلیارد تومان میتوان ۶۱ هزار دستگاه پورش کاررا خرید...


برچسب‌ها: پدیده شاندیز

تاريخ : پنجشنبه ۱۸ دی۱۳۹۳ | 11:3 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

آغاز امامت و ولایت . . .

 

 

کاش از لطف ، شبی یاد ز ما می‌کردی
یاد ، از عاشق افتاده ز پا می‌کردی

کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده
با نگاه ملکوتی تو دوا می‌کردی


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: آغاز امامت و ولایت حضرت مهدی

تاريخ : چهارشنبه ۱۰ دی۱۳۹۳ | 23:58 | نویسنده : صادق صیادی |

خدا وکیل من است!

من این متنو خیلی دوست دارم :

 

قصه وکالت را زياد شنيده ام !

اما قصه وکیلی چون تو را نه ...

تو که وکیل باشی همه حق ها گرفتنی است ...

پرونده ای که تو وکیل باشی قصه اش ستودنی است ...

وکیل که توباشی یک قدم با من است ده قدم باتو ...

در قصه وکالت تو به ازای دادخواهیت عشق و محبت است که هزینه می شود ...

از لحظه سپردن حالم به تو آرامش مهمان خانه زندگی ام شد ...

از روزی که ایمان آوردم تو وکیل منی و تنها پناهم ...

کتاب زندگی ام روی میزِ تو و تو آگاه از تمام خطوطش ، کلماتش ...

من یقین دارم که تو همه جا با منی و عاشقانه حقم را می ستانی ...

و تو در این عشق بازی ، پرده از رازی بزرگ برداشتی ، رازی که اسمش رامی دانستم اما رسمش را ...

رازی به اسم "توکل" ...

"توکل" قصه ای است که از روز ازل برایمان خواندی و گفتی در هر تاریکی و پیچ و خم دنیا و حتی درتمام لحظات روشنایی دستانت دردست من است ...
نگران نباش و به من اعتماد کن ...

"توکل"،" توکل" ...

اما من نفهمیده بودم راز این قصه را ...

روزها و شبها بر من گذشت تا که شیرینی اش را به من چشاندی ...

قصه ای که در آن خدا وکیل من است ...

و فهمیدم :

"حسبنا الله ونعم الوکیل"(173/آل عمران)



تاريخ : سه شنبه ۹ دی۱۳۹۳ | 22:14 | نویسنده : فروغ قاسمی |

نعمت یا عذاب ؟

پولدار که باشی

"برف" بهانه ای میشود برای

لباس نو خریدن، با دوستان به اسکی رفتن، تفریح کردن و از زندگی لذت بردن...

 

اما خدا نکند فقیر باشی و برف ببارد ...

از بیکارشدن پدر کارگرت بگیر تا غم پاره بودن کفش هایت و چکه کردن سقف خانه ات...

 

ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻮﻝ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﺪ برف ﻧﻌﻤﺖ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﻋﺬﺍﺏ...!!؟؟؟

 


برچسب‌ها: برف

تاريخ : سه شنبه ۲ دی۱۳۹۳ | 23:35 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

امام رئوف

 

             

      

مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم
کرامت تو به بالای دست می بردم

اگر جدا کنی از خود مرا کم از صفرم
و گر کنار تو باشم فزون تر از عددم

گدایی درت از خلق بی نیازم کرد
که در سوال کسی جز تو را صدا نزنم

هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز
فزونی کرمت سوی این حرم کشدم

ز کثرت کرمت ای کریم اهل البیت
خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم

زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی
بجای آنکه گذاری به سینه دست ردم

بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک

به لطف خویش امام رئوف می خردم


مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا

اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم

 

امشب، عمارت بلند آوازه توس، غربت است و بر بالاى این بناى شهیر، کبوترى نیست که نالان نباشد. بر بالاى این بناى غریب، آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است...

شهادت امام رئوفمان تسلیت باد... التماس دعا

 

 


برچسب‌ها: مناسبتی

تاريخ : دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ | 23:45 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی

دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی

آهو نگران است، بزن تیر خطا را
صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟

این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی

مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه، کافی است ببینی

ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی

هم هیزم سنگین سری دوزخیانی
هم باغ سبک سایه ی فردوس برینی

ای عشق! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم
در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی

فواره‌وار،‌سربه‌هوایی و سربه‌زیز
چون تلخی شراب، دل‌آزار و دل‌پذیر

ماهی تویی و آب، من و تنگ، روزگار
من در حصار تنگ و تو در مشت من اسیر

مرداب زندگی همه را غرق کرده است
ای عشق، همتی کن و دست مرا بگیر

ای مرگ می‌رسی به من، اما چقدر زود
ای عشق می‌رسم به تو، اما چقدر دیر

شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است، خوشا لذت مسیر

چشم‌انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر


فاضل نظری



تاريخ : سه شنبه ۲۵ آذر۱۳۹۳ | 21:57 | نویسنده : صادق صیادی |

تسلیت

 

اناللله و انا الیه راجعون

 

درگذشت پدر بزرگوار دوست و همکلاسی عزیزمان آقای احسان اسماعیلی را با نهایت تاسف تسلیت عرض مینماییم.



تاريخ : یکشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۳ | 15:54 | نویسنده : حسین عطایی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.