دوست حق
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
قالب وبلاگ

وای ؛ باران باران ...

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.

«حمید مصدق»

 

بارون امروز حسابی حال و هوامونو پاییزی کرد... خدارو شکر..!


برچسب‌ها: باران
[ دوشنبه ۹ شهریور۱۳۹۴ ] [ 22:1 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
                  

           

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنها بدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اما پراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها بدادم میرسی ؟

ازکبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را بدادم میرسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا بدادم میرسی ؟...

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،

بر همگان تبریک و تهنیت باد. التماس دعا

 


برچسب‌ها: مناسبتی
[ سه شنبه ۳ شهریور۱۳۹۴ ] [ 20:10 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شود
مزه ی سوهان اعلا پیش تو گم می‌شود

بین قُطاب و گز و نُقلِ محلی ساده است
حدس اینکه طعم لبهای تو چندم می شود  !

روزها رد می‌شود، چشمت شرابی کهنه‌تر
پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم می‌شود

هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال
جمعیت آنجا گرفتار تراکم می‌شود

چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش
باغهای پرگُلِ قمصر تجسم می‌شود

ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا
اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود!

دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت
شورِ شور، اصلا دو تا دریاچه‌ی قم می‌شود

وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو
موجبات سستیِ ایمان مردم می‌شود

وسوسه یعنی تو! شالیزار هم یعنی بهشت
بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود...
 

جواد منفرد

[ دوشنبه ۲ شهریور۱۳۹۴ ] [ 21:24 ] [ صادق صیادی ] [ ]
گاه آدم، خودِ آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است.
در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی، 
بی آنکه بدانی در تو پیدا شده، روییده.
شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. 
نتوانی که بدانی.

- محمود دولت آبادی / جای خالیِ سلوچ

 

[ پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ ] [ 11:52 ] [ فروغ قاسمی ] [ ]
نمونه کارنامه کارشناسی ارشدحقوق سال 1392 در گرایشهای :حقوق خصوصی و حقوق جزا و حقوق بین الملل و حقوق ثبت و.....

 ادامه مطلب...

منبع:سایت اختبار


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ ] [ 11:43 ] [ فروغ قاسمی ] [ ]
سوال درس حقوق مدنی آزمون تشریحی قضاوت ۱۳۹۲ با پاسخ تحلیلی

ادامه مطلب

منبع: سایت اختبار


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ ] [ 11:39 ] [ فروغ قاسمی ] [ ]
 

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

 

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را

برای این همه ناباور خیال پرست؟

 

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

 

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

 

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

 

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست

به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

 

محمدعلی بهمنی


برچسب‌ها: شعر
[ دوشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۴ ] [ 14:50 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
 

نه چندان بزرگم

که کوچک بیابم خود را

نه آنقدر کوچک

که خود را بزرگ . . .

گریز از میانمایگی

آرزویی بزرگ است؟

باران به عشق دریا

از آسمان برید و . . .

دریا به عشق باران

ابری در آسمان شد . . .

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته
[ جمعه ۲۳ مرداد۱۳۹۴ ] [ 22:34 ] [ صادق صیادی ] [ ]
       

                            

صبح سحر که پر نگشوده است، آفتاب
 می آیی و سمند تو را، عشق در رکاب


 روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
 کوچک ترین ستاره ی چشمانم آفتاب


 بشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
 ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب


 ای چشمه ی زلال که با آرزوی تو
 از صد سراب رد شده ام در هوای آب


 ساقی! خمار می کشدم گر نیاوری
 از آن می هزار و دوصد ساله ام شراب


 با کاهلی به پرده ی پندار مانده اند
 ناباوران وصل تو ، جمعی ز شیخ و شاب


 بیدار اگر به مژده ی وصلت نمی شوند
 با بیم تیغ تیز برانگیزشان ز خواب


 آری وجود حاضر غایب شنیده ام
 ای آنکه غیبت تو پُر است از حضور ناب


 با شوق وصل دست ز عالم فشانده ایم
 جز تو به شوق ما، چه کسی می دهد جواب؟


"حسین منزوی"


برچسب‌ها: انتظار
[ جمعه ۱۶ مرداد۱۳۹۴ ] [ 1:50 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
 

حقیقت ندارد ،

زمانی که انسان پیر می شود از رویاهایش دست می کشد
بلکه انسان زمانیکه از رویاهایش دست می کشد پیر می شود . . .

من شکوفایی گُل های اُمیدم را،

در رؤیاها می بینم
و ندایی که به من می گوید:


گر چه شب تاریک است
دل قوی دار، سحر نزدیک است . . .

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته
[ سه شنبه ۱۳ مرداد۱۳۹۴ ] [ 23:35 ] [ صادق صیادی ] [ ]
 

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد


"پرواز را به خاطر بسپار،
پرنده مردنی ست"...

 

"فروغ عاصی و خاموش"


برچسب‌ها: شعر, فروغ
[ سه شنبه ۱۳ مرداد۱۳۹۴ ] [ 22:8 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد ولی سرنوشت جامعه اش، سرنوشت خوبی نیست و دردناک است، این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی! درد علي دو گونه است: دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند.
اما اين درد علي نيست !
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده است ،تنهايي است كه ما آن را نمي شناسيم .بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را ، كه علي درد شمشير را احساس نمي كند.

دکتر علی شریعتی 

[ جمعه ۱۹ تیر۱۳۹۴ ] [ 14:48 ] [ فروغ قاسمی ] [ ]
امام علی(ع)  می فرمایند:

همانا دين خدا به وسيله اشخاص و مردان سرشناس شناخته نمي شود بلکه به نشانه ها و آيات الهي شناخته مي گردد بنابراين دستورات و نشانه هاي حق را بشناس تا در شناخت صاحبان حق گمراه نشوي.

 

 

یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود

 

کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود . . .

 

 

شهادت مولای متقیان علی (ع) تسلیت باد

 

 


برچسب‌ها: مناسبتی
[ چهارشنبه ۱۷ تیر۱۳۹۴ ] [ 18:1 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
اکنون  که  ز  خوشدلی  بجز نام  نماند

يک  همدم  پخته   جز  می  خام  نماند

دست  طرب  از  ساغر  می  باز  مگیر

امروز  که   در دست  بجز  جام   نماند...

 

 

سلام دوستان. خسته امتحانات نباشید! امیدوارم نتیجه زحمتاتونو گرفته باشید و بهترین نمره ها نصیبتون بشه.

سر سفره های افطار ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید..

تابستونتون شاد شاد

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 17:56 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
 

 

      

 

[ پنجشنبه ۲۷ فروردین۱۳۹۴ ] [ 14:37 ] [ ] [ ]
 

حتی ساده‌ترین داستان‌ها هم می‌توانند تکان‌دهنده و تاثیرگذار از آب در بیایند.

 

نمایش و دانلود با کیفیت پایین

دانلود با کیفیت بالا

 

[ چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴ ] [ 22:15 ] [ صادق صیادی ] [ ]
عاشقی درِ خانه معشوقش را زد. معشوق پرسید: نان می خواهی؟ گفت: نه! پرسید: آب می خواهی؟ گفت: نه! معشوق سوال کرد: پس چه می خواهی؟ جواب داد: من تو را می خواهم!...؛ رفقا باید صاحبخانه را دوست داشت نه آش و پلوی او را! فقط باید خدا را بخواهید و هرکاری می کنید فقط برای او انجام دهید. عاشق خود او باشید و حتی برای ثواب هم او را عبادت نکنید. عارف ربانی شیخ رجبعلی خیاط

[ دوشنبه ۲۴ فروردین۱۳۹۴ ] [ 20:48 ] [ فروغ قاسمی ] [ ]

داستان اول

روز مادر بود. چند ماهي مي شد كه پدرش اجازه ي ديدار مادرش را به او نمي داد ولي اين بار او مي خواست به هر نحوي كه شده مادرش را ببيند. به بهانه ي سردرد از كلاس درس بيرون آمد به حياط مدرسه نگاهي انداخت هيچ كس را نديد از سرايدار مدرسه نيز خبري نبود با قدم هاي آهسته به در حياط نزديك شد در را باز كرد و از مدرسه خارج شد. به سرعت دويد بي آنكه به پشت سر خود نگاهي بياندازد. كم كم با دور شدن از مدرسه قدم هايش را آهسته تر كرد. در مقابل خود مغازه هايي را مي ديد كه برايش آشنا بودند اين مغازه ها را قبلا بارها ديده بود. در هنگام گذر از مغازه اي بود كه ويترين مغازه گل فروشي نظر او را به خود جلب كرد در مقابل آن ايستاد و به گل هاي زيباي پشت ويترين نگاه انداخت به جيب هاي خود دستي زد تا گلي را به مناسبت روز مادر براي مادرش بخرد اما چيزي نيافت. تازه يادش آمد كه پول هايش را در كيفش جا گذاشته ديگر نتوانست تحمل كند چشمانش پر از اشك شده بود بر روي پله هاي در ورودي گل فروشي نشست و شروع به گريه كرد.
گل فروش كه صداي او را شنيده بود بيرون آمد دست او را گرفت و به داخل مغازه برد. او را بر روي چهارپايه ي كوتاهي نشاند. پسرك هنوز سرش را پايين نگه داشته بود و داشت گريه مي كرد. گل فروش سرش را بالا آورد و با دستمال اشكهايش را پاك كرد. علت گريه را از او پرسيد پسرك كه ديگر نمي توانست طاقت بياورد همه چيز را به او گفت. گل فروش با شنيدن سخنان او خوشحال شد زيرا كه از عشق فرزند به مادر آگاه بود بنابراين رو به پسرك كرد و گفت كه مي تواند هر گلي را كه مي خواهد براي تقديم به مادرش بگيرد. پسرك كه از شنيدن اين حرف خوشحال شده بود و به اطراف خود نگاهي عميق تر انداخت تا آن موقع اين همه گل به اين زيبايي يكجا نديده بود از چهارپايه پايين آمد و به گل هاي اطراف خود نگاهي انداخت. شاخه گل سرخي را با ساقه ي بلند در ميان آنها ديد آن را برداشت و با تشكر از گل فروش به سرعت به طرف مادرش دويد به آنجا رسيد هنوز خورشيد غروب نكرده بود خاك ها را با آستين هاي لباسش كنار زد و گل سرخي را كه از گل فروش گرفته بود را بر روي قبر زيباي مادرش قرار داد.

داستان دوم

شبی، پسری نزد مادرش که در آشپزخانه در حال پختن شام بود، رفت و یک برگه کاغذ را به او داد. مادر دست هایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند. پسرش با خط بچه گانه نوشته بود:
صورتحساب:
کوتاه کردن چمن باغچه
۵ دلار
مرتب کردن اتاق خوابم
۱ دلار
مراقبت از برادر کوچکم
۳ دلار
بیرون بردن سطل زباله
۲ دلار
نمره ی ریاضی خوبی که امروز گرفتم
۶ دلار
جمع بدهی شما به من:
۱۷ دلار
مادر لحظه ای به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد، سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب فرزندش این عبارت را نوشت:
بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی
هیچ
بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و دعا کردم
هیچ
برای تمام زحماتی که در این سال ها کشیدم تا تو بزرگ شوی
هیچ
بابت غذا، نظافت تو و اسباب بازی هایت
هیچ
و اگر همه ی این ها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق به تو هیچ است. وقتی که پسر آنچه را که مادرش نوشته بود را خواند، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد، گفت: «مامان دوستت دارم». آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت : قبلا به طور کامل پرداخت شده

داستان سوم

در يک روز گرم تابستان ، پسر کوچکي با عجله لباسهايش را در آورد و خنده کنان داخل درياچه شيرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش مي کرد و از شادي کودکش لذت ميبرد. مادر ناگهان تمساحي را ديد که به سوي پسرش شنا مي کرد. مادر وحشتزده به سمت درياچه دويد و با فريادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود.
تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را گرفت تا زير آب بکشد، مادر از راه رسيد وا زروي اسکله بازوي پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت مي کشيد ولي عشق مادر آنقدر زياد بود که نمي گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزي که در حال عبور از آن حوالي بود ، صداي فرياد مادر را شنيد، به طرف آنها دويد و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراري داد.
پسر را سريع به بيمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودي پيدا کند. پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي زخم ناخنهاي مادرش مانده بود.
خبرنگاري که با کودک مصاحبه مي کرد از او خواست تا جاي زخمهايش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتي زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت ،" اين زخمها را دوست دارم ، اينها خراشهاي عشق مادرم هستند."

 

  مادرها اگر منطق داشتند مادر نمیشدند ، نمیشود با منطق انقدر عاشق بود !

و

هر زنی دو مرد را دوست دارد !
یکی ساخته تخیلات اوست ، و دیگری هنوز به دنیا نیامده !


روز مادر و زن بر همه ی مادران امروز و فردا مبارک . . .

[ پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۴ ] [ 21:59 ] [ صادق صیادی ] [ ]
برای مادرت یک کاری بکن فردا نه

چند ثانبه دیگر هم نه
چند ساعت بعد هم نه
همین الان

اگر زنده است… دستش را
اگر به آسمان رفته است …قبرش را
اگر پیشت نیست …یادش را
اگر قهری…چهره اش را
اگر آشتی هستی پایش را…ببوس
مادرم روزت مبارک.

.

 

.

.

قلمم راست بایست!

واژه ها ...گوش به فرمان قلم!

همگی نظم بگیرید مودب باشید!

صاحب شعر عزیزی است به نام

«مادر»

امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...

تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟!

آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...

بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...

آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...

جانِ من حرف بزن! امر بفرما مادر..

آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست  

آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

مادر ای یاد تو آرامش من...!

امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!

جانِ من زود بیا بغلم کن مادر...!

آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...

گفته بودی: فرزندم! عاشق اشعار تو ام

ای به قربان تو فرزند..

بیا دلتنگم آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...

مادرم...مادر خوبم به خدا دلتنگم!

رو به رویم بِنِشینی کافیست همه دنیا به کنار...

تو که باشی مادر!

دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام

آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...

گرچه از دور ؛ولی،دست تو را میبوسم

نه شعار است ،نه حرف!

آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو مادر

 

 

 

[ چهارشنبه ۱۹ فروردین۱۳۹۴ ] [ 17:31 ] [ ] [ ]

ای آنکه خاک را به نظر کیمیا کنی

لایق نبوده ام نظری سوی ما کنی

لطفی به ذره ای کن و پا را زمین بزن

باشد مرا ز بستر خاکی جدا کنی

بر عهدهای سست خودم ندبه میکنم

با مردمی به شیوه من تو چه ها کنی

اینک که تشنه گشته ام ای آسمان ببار

این شوره زار را تو مگر با صفا کنی

امید نیست بر من پیمان شکن مگر

این بی وفای را تو خودت باوفا کنی

یک لحظه سوی ما نظری کن چه میشود

گر این کنی شها، چه صفایی به پا کن

 

علی بیات

[ جمعه ۱۴ فروردین۱۳۹۴ ] [ 15:53 ] [ ] [ ]
شهید بهشتی :

ایران کشور عاشقان است و نه کشور عاقلان، این ره عشق است راه عقل نیست.
کدوم عقل رو بگم که ما عقل نداریم. نه! من این عقل حسابگر و معامله گر رو می گم که تا آدم این عقل حسابگر و معامله گر رو از خانه ی تنش بیرون نکند عشق خدا به خانه دلش قدم نگذارد.
عاشق شوید!
برادرها و خواهرها، عاشق شوید!
زندگی به عشق است، عقل به آدم زندگی نمی ده. عقل به آدم یاد می ده که چه جور بهتر بخوره چه جور بهتر بخوابه. چه جور بهتر پلاسیده باشه، چه جور بهتر دلمرده باشه. عشق است که در درون انسان آتش زندگی و شعله زندگی را بر می فروزاند.
مسلمان عاشق است. عاشق خدا، عاشق حق است، عاشق عقل است، عاشق انسان شدن است، عاشق ملکوت است.

[ جمعه ۱۴ فروردین۱۳۹۴ ] [ 0:39 ] [ ] [ ]

تداوم برنامه هسته ای از جمله غنی سازی

 

در چارچوب راه حل های موجود، هیچ یک از تاسیسات و فعالیت های مرتبط هسته ای متوقف، تعطیل و یا تعلیق نمی شود و فعالیت های هسته ای ایران در تمامی تاسیسات هسته ای از جمله نظنز، فردو، اصفهان و اراک ادامه خواهد یافت.

این راه حل های جامع ، ادامه برنامه غنی‌سازی در داخل کشور را تضمین می کند و بر این اساس جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود مطابق مفاد برنامه جامع اقدام مشترک تولید صنعنی سوخت هسته ای خود را برای تامین سوخت نیروگاه های هسته ای ادامه دهد. 

بر اساس راه حل به دست آمده ، دوره زمانی برنامه جامع اقدام مشترک در خصوص برنامه غنی سازی ایران 10 ساله خواهد بود. در طول این مدت، تعداد بیش از 5000 ماشین سانتریفیوژ در نظنز به تولید مواد غنی شده در سطح 67/3 درصد ادامه خواهند داد. ماشین های اضافه بر این تعداد و زیرساخت های مرتبط با آنها جهت جایگزینی با ماشین هایی که در طول این زمان آسیب می بینند جمع آوری و تحت نظارت آژانس نگهداری خواهد شد. همچنین ایران قادر خواهد بود ذخایر موجود مواد غنی شده خود را برای تولید مجتمع سوخت هسته ای و یا صادرات آنها به بازارهای بین المللی در قبال خرید اورانیوم اختصاص دهد.

براساس راه حل های به دست آمده ایران برنامه تحقیق و توسعه خود را بر روی ماشین های پیشرفته ادامه خواهد داد و مراحل آغاز و تکمیل فرایند تحقیق و توسعه سانتریفیوژهایIR-4، IR-5 ،6IR- و IR-8 را در طول دوره زمانی 10 ساله برنامه جامع اقدام مشترک ادامه خواهد داد.

 

تاسیسات فردو

بر اساس راه حل های بدست آمده تاسیسات هسته ای فردو به مرکز تحقیقات هسته ای و فیزیک پیشرفته تبدیل خواهد شد. بیش از 1000 ماشین سانتریفیوژ و تمامی زیرساخت آنها در فردو حفظ و نگهداری خواهند شد که از این میان دو آبشار سانتریفیوژ در چرخش خواهند بود. همچنین نیمی از تاسیسات فردو با همکاری برخی از کشورهای(1+5) به انجام تحقیقات پیشرفته هسته ای و تولید ایزوتوپ های پایدار که مصارف مهمی در صنعت، کشاورزی و پزشکی دارد، اختصاص پیدا می کند.

 

راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک 

مطابق راه حل های موجود؛ راکتور تحقیقاتی اراک آب سنگین باقی خواهد ماند و با انجام بازطراحی ارتقاء یافته و روزآمد خواهد شد. در باز طراحی راکتور ضمن کاهش میزان تولیدی پلوتونیوم، کارآیی راکتور اراک به میزان قابل توجهی افزایش پیدا خواهد کرد. بازطراحی راکتور اراک در چارچوب یک برنامه زمان بندی مشخص و در قالب یک پروژه بین المللی مشترک تحت مدیریت ایران آغاز و پس از آن بلافاصله ساخت آن شروع و در چارچوب یک برنامه زمان بندی تکمیل خواهد شد. تولید سوخت رآکتور اراک و اعطای گواهی بین المللی سوخت راکتور از جمله موارد این همکاریهای بین المللی خواهد بود. از طرف دیگر، کارخانه تولید آب سنگین نیز مانند قبل به کار خود ادامه خواهد داد.

 

پروتکل الحاقی

ایران در جهت شفافیت و اعتماد سازی به صورت داوطلبانه پروتکل الحاقی را به صورت موقت اجرا نموده و در ادامه فرآیند تصویب این پروتکل طبق یک جدول زمانی در چارچوب اختیارات رییس‌جمهور و مجلس شورای اسلامی به تصویب خواهد رسید.

 

لغو تحریم ها

براساس راه حل های بدست آمده، پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک ، تمامی قطعنامه های شورای امنیت لغو خواهد شد و همه تحریم‌های اقتصادی و مالی چندجانبه اروپا و یکجانبه امریکا از جمله تحریم های مالی، بانکی، بیمه، سرمایه گذاری و تمامی خدمات مرتبط با آنها در حوزه های مختلف از جمله نفت، گاز، پتروشیمی وخودور سازی فورا لغو خواهند شد. همچنین تحریم ها علیه اشخاص حقیقی و حقوقی، سازمان ها، نهادهای دولتی و خصوصی تحت تحریم های مرتبط هسته ای ایران از جمله؛ بانک مرکزی، سایر موسسات مالی و بانکی، سوئیفت، کشتیرانی و هواپیمایی جمهوری اسلامی، کشتیرانی نفت به‌طور همه‌جانبه فورا برداشته خواهند شد. همچنین کشورهای عضو گروه (1+5) متعهد هستند از وضع تحریم های جدید در موضوع هسته ای خودداری نمایند.

همکاری های بین المللی :

 

همکاری های بین المللی هسته ای با جمهوری اسلامی ایران از جمله با اعضای 1+5 در حوزه ساخت نیروگاه های هسته ای، راکتور تحقیقاتی، گداخت هسته ای، ایزوتوپ های پایدار، ایمنی هسته ای، پزشکی و کشاورزی هسته ای و ... امکان پذیر و ارتقاء پیدا خواهند کرد. بر اساس برنامه جامع اقدام مشترک، دسترسی ایران به بازار جهانی، عرصه های تجاری، مالی، دانش فنی و انرژی نیز فراهم خواهد شد.

 

زمان بندی اجرا برنامه جامع اقدام مشترک

با پایان یافتن این مرحله از مذاکرات، تدوین پیش نویس برنامه جامع اقدام مشترک تا بازه زمانی 10 تیر در آینده نزدیک آغاز خواهد شد. با نهایی شدن متن، برنامه جامع اقدام مشترک در قالب قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد تایید قرار خواهد گرفت. جهت لازم الاجرا شدن برنامه جامع اقدام مشترک برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد، این قطعنامه همچون قطعنامه هایی که علیه ایران تصویب شده بودند تحت ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد تصویب خواهد شد تا بتواند قطعنامه های قبلی را لغو کند.

 

طرف های برنامه جامع اقدام مشترک پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت، به یک دوره زمانی آماده سازی برای اجرای برنامه جامع اقدام مشترک نیاز خواهند داشت. پس از طی مرحله آماده سازی و همزمان با شروع به اجرای اقدامات هسته ای از سوی ایران در یک روز تعیین شده لغو تمامی تحریم ها به طور خودکار به اجراء در خواهد آمد.

در چارچوب راه حل های به دست آمده ؛ برای بازگشت پذیری متقابل تعهدات مندرج در برنامه جامع اقدام مشترک در صورت نقض تعهدات از سوی هر یک از طرف ها سازو کار لازم پیش بینی شده است.

 

[ پنجشنبه ۱۳ فروردین۱۳۹۴ ] [ 23:28 ] [ ] [ ]
چند سالی است از جراحتی که دانشجویان ترم های بالایی با تمسک جستن از خنجر تیزشان بر تن های ضعیف و نحیفمان نواختند و بر قلب کوچکمان وارد آوردند  می گذرد و اینک با شروع ترم جدید تمام خاطرات تلخ آن روزها زنده شد و مرا به درد دلی مختصر وادارکرد......

 

آری ظلمی که در روزهای اول تحصیل بر موجودی به نام ترمک تحمیل می شود از ظلمی که خانواده تناردیه در حق کوزت و لگری در حق عموتام روا داشتند هزاران بار بدتر و کثیف تر است........

شاید از دید شما این قیاس خنده دار و عجیب باشد اما زمانی می توان این  فاجعه و ظلم  و مقایسه را درک کرد که شاهد ترمکی بود که مانند مرغکی گیج وگرسنه در سلف به دنبال اندکي برنج و پاره ای گوشت خام و کفه ای نان است و چونان آوارگان سوریه و غزه این سو آن سو میدود!!!!

زمانی میشود این ظلم را فهمید که ترمک برای اولین بار قدم در محلی به نام سایت که نه، سایتک می گذارد و برای اندکی پژوهش با هزاران نابسامانی از قبیل، صفحه کلید زوار در رفته ای که نه تنها با زبان تن بلکه با زبان جان خواستار تعویض است ،موشواره ای که با هر کلیک صدایی هم فرکانس صدای شکستن قلنج رستم از آن برمی خیزد و یا اینترنتی که سرعتش ازسرعت حلزون قطع نخاع شده ای که چندی پیش بطور غیر بهداشتی کرمش را نیز می ساختند کمتر است مواجه میشود......البته ناگفته نماند همه ی این حالات زمانی اتفاق می افتد که برنامه ترمک  با برنامه سایتک تداخل نداشته باشد!!!! بین خودمان بماند ، ترم پیش گروهی از داشجویان فعال درصدد این برآمدند که طی یک حرکت انتحاری خود را در وسط  سایتک منفجر کنند تا شاید با خرید سخت افزارهای سایت برای باقی دانشجویان به نوایی برسند که متاسفانه عملیات لو رفته و بانیان امر مجازات شدند!البته خود من به شخصه مخالف بودم زیرا ممکن بود مسئولین بعد از انجام عملیات توسط دانشجوی فداکار در پی کاهش هزینه ها به فکر تعمیر قطعات بیافتند نه تعویض که در این صورت وضع خرابتر میشد!

زمانی میشود این ظلم را فهمید که شاهد مسابقه دو صد متر با مانع(اساتید-دانشجویان-معماری ساختمان دانشگاه-سایر کارکنان)

در راهرو دانشگاه برای  رسیدن به کتاب معرفی شده توسط استاد بود!البته این مورد صرفا در هفته ی دوم ترمکی رخ می دهد زیرا در این هفته دانشجو از ترمکی خوش خیال، به ترمکی زرنگ تبدیل گشته و با اندک محاسبه ای پی میبرد که کتاب مد نظر استاد در کتابخانه بسی نایاب است از این روست که چنین شتابان می تازد که حتی گون هم فرصت پرسش نمی یابد و از طرف دیگر پس از گذر اندک زمانی دانشجو تنها به دنبال جزوه  می گردد که در این صورت دیگر نیازی به دو صد متر نیست و این بار به جای سرعت حرکت پا، سرعت و کیفیت چرخش زبان مهم است!!

 با توجه به شکسته شدن پی در پی رکوردهای جهان و المپیک در دانشگاه ما، مسئولین  این ضعف را جزء سیاست گذاری سازمان برای تربیت کردن قهرمانان ملی دانسته اند!!!!

زمانی میشود این ظلم را فهمید که کلاس، ترمک های پر اشتیاق تشکیل نمی شود و تمام  شور و جدیتی که در ورود به دانشگاه دارد به یکباره فرو میریزد!!!

از همه ی این جفاها که بگذریم می رسیم به میدان مرکزی دانشگاه که غلو نکرده باشم از میدان التحریر نیز پیچیده تر و خونین تر است به طوری که ترمک در تفکر برای رسیدن به سر منزل مقصود نیمی از انرژی اش تلف میشود و اگر موفق شود و کلاسش را بیابد نیم ساعت اول را مشغول بازیابی انرژِی از دست رفته  است. حتی شایعه شده است برخی ترمک ها در مسیرشان علامت(خانم با استفاده از لوازم آرایشی و آقایان با چسباندن آدامس یا هر چیز جویدنی روی دیوار) گذاشته اند تا مسیر کلاسشان را گم نکنند شاید برایتان خنده دار باشد ولی این کار برای حفظ جانشان است زیرا چندی پیش اجساد گروهی از ترمک ها که راه را گم کرده و از شدت گرسنگی و عدم راهنمایی صحیح در گوشه و کنار راهروها آرام و بی صدا جان باخته بودند پیدا شده بود البته مقصر این فجایع انسانی را خدمات دانشگاه دانسته اند که به دلیل مسنولیت پذیری و نظافت، نشانه های دانشجویان  را محو کرده اند!!!!

وقتی همه این  کاستی ها را میبینیم و خسته از یک روز سخت و طاقت فرسا، به حال خود پوزخند می زنیم .......

 ناگهان ندای حق که در سالن و راهرو کلاس  طنین انداز میشود را ميشنويم  و همه ی سختی ها و رنج ها را به نسیمی که در راهروها میوزد میسپاریم و راهی محل اقامه نماز میشویم ، با درونی سر شاراز معنویت و مملو از یاد پرورگار وضو گرفته و با حسی عجیب و غیر قابل توصیف اما آرامش بخش وارد نماز خانه میشویم و در چشم برهم زدنی در اثر استشمام بوی جوراب، تمام این حالات عرفانی پژمرده میشود و بازهم داغی میشود بر قلبمان!!!!

 بعد از گذشت چند سال از ورود به دانشگاه و  خوشحالی از خارج شدن از زیر یوغ ترمکی، با القاب  جدیدی به نام  ترمو ،ترمولك وسالک آشنا شدیم و خوشحالیمان به همین سادگی  پرپرشد...........

 

(با اندک تصرف)

[ سه شنبه ۱۱ فروردین۱۳۹۴ ] [ 21:17 ] [ ] [ ]

[ سه شنبه ۱۱ فروردین۱۳۹۴ ] [ 21:1 ] [ ] [ ]

برای دیدن منشور حقوق شهروندی بر روی لینک زیر کلیک کنید


                                                           منشور حقوق شهروندی

موفق باشید..........


یا حق

[ جمعه ۲ اسفند۱۳۹۲ ] [ 0:59 ] [ حسین عطایی ] [ ]

ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکرکنم،


تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکرکنم..!!


برچسب‌ها: جمله هفته
[ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ ] [ 14:16 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]
[ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ ] [ 0:22 ] [ فروغ قاسمی ] [ ]

وضعیت حقوقی دارایی‌های بلوکه شده جمهوری اسلامی ایران

مقدمه
در 14 نوامبر 1979 جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، با استفاده از اختیارات خود به موجب قانون اختیارات اضطراری اقتصادی بین‌المللی (IEEPA) ضمن اعلام وضعیت فوق‌العاده در رابطه با ایران، کلیه دارایی‌ها و اموال دولت ایران و سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی آن را در آمریکا و نزد بانک‌های آمریکایی خارج از آمریکا مسدود کرد. 

اگرچه بخش قابل توجهی از این دارایی‌ها با امضای بیانیه‌های الجزایر توسط دو دولت ایران و آمریکا در 29 دی 1359 آزاد شدند، اما آن دولت بعدها نیز به بهانه‌های گوناگون اقدام به توقیف دارایی‌های ایران كرد. 
با شدت گرفتن اختلاف میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای درخصوص صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای این کشور، اتحادیه اروپا نیز به نوبه خود اقدام به وضع و اجرای تحریم‌هایی علیه ایران کرد و در راستای اجرای آنها دستور توقیف بخشی از دارایی‌های خارجی ایران را صادر کردند. 
اگرچه کشورهای گروه 1+5 و ایران در 24 نوامبر 2013 به توافقی اولیه در رابطه با اعتمادسازی درخصوص برنامه هسته‌ای ایران و رفع برخی از محدودیت‌ها و تحریم‌های وضع شده علیه این کشور رسیدند، اما این پرسش به جای خود باقی است که آیا بلوکه کردن دارایی‌های خارجی ایران، عملی قانونی و مطابق حقوق بین‌الملل بوده است یا نافی و ناقض آن؟‌ در این نوشته تلاش می‌شود به اختصار به این پرسش‌ها پاسخ گفته شود. 

برچسب‌ها: حقوقی, دارایی‌های بلوکه شده ایران
ادامه مطلب
[ شنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۲ ] [ 22:32 ] [ مرضیه صادقیان ] [ ]

همدان برای نخستین بار : میزبان پرفسور ایرج گلدوزیان در ششم اسفندماه روز وکیل مدافع

به گزارش لایرپرس – علیرضا ترکستانی  رئیس مرکز وکلا ومشاوران حقوقی استان همدان  اعلام کرد نخستین گردهمایی وکلا ومشاوران حقوقی استان همدان با حضور پرفسور ایرج گلدوزیان استاد حقوق جزای ایران و دکتر حمیدرضا آدابی رئیس ثبت تجاری ایران و مدیر کل اسبق اداره ثبت استان تهران در ششم اسفند ماه روز وکیل مدافع برگزار خواهد شد ترکستانی در ادامه اظهار داشت در این برنامه دکتر آدابی در خصوص آخرین تحولات در حوزه حقوق ثبتی سخنرانی خواهند نمود و پرفسور ایرج گلدوزیان نیز در جلسه پرسش و پاسخی به سولات حاضران پاسخ خواهند گفت وی در ادامه در خصوص نحوه ثبت نام و مکان تشکیل گردهمایی اظهار داشت اطلاعات تکمیلی در روزهای آتی به اطلاع خواهد رسید وی در پایان از کلیه اساتید حقوقدانان وکلا و سران دفاتر اسناد رسمی دعوت کرد در این مراسم  حضور بهم رسانند

[ پنجشنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۲ ] [ 22:7 ] [ حسین عطایی ] [ ]

امام به ما آموخت : تا خودمان را اصلاح نکنیم نمیتوانیم دیگران را اصلاح کنیم

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : ” دربـــــــــــــــــست ” . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه ۶۰۰۰ تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری ۱۵۰۰ تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط ۵۵۰ تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام ۶ میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که ۳۰۰۰ میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید ۳ روز برم تعاونی اون وقت اون ۳۰۰۰ میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر …

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی …

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و ۳ برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود …

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه … البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید ۱۵۰۰ تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس ۲۰۰۰ تومنی به راننده دادم. راننده گفت ۵۰ تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه ۵۰ تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس ۱۰۰۰ تومنی و یک اسکناس ۵۰۰ تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم … آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم …

[ پنجشنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۲ ] [ 22:5 ] [ حسین عطایی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام

ما این وبلاگ رو درست کردیم با چند هدف :
۱-تداوم دوستی های صمیمانه
۲-نشر افکار و ایده ها
۳-بالا رفتن سطح آگاهی ومطلع شدن از جدیدترین اخبار
۴- سرگرمی های مفید
۵- مشورت و نظر خواهی .

امیدوارم آخر عاقبتمون بخیر باشه و حسرت زندگی رو نخوریم.

یا حق

امکانات وب

دریافت کد سیستم خبر خوان

فال حافظ



دريافت كد بازی آنلاين تصادفی

Online User

دکتر سيد محمد هاشمي

دکتر ناصر کاتوزيان

دکتر محمدجعفر جعفري لنگرودي

دکتر حسن امامي

دکتر سيد حسين صفايي

  دکتر رضا نوربها

دکتر محمّد رضا ضيايي بيگدلي

دکتر حسن دادبان

استاد ايرج گلدوزيان

تعداد بازدید :
کدهای عکس و تصویر