چند ساعت دیگه تا  "پاییز"  مونده؟
چند تا تیک تاک دیگه تا برگ ریز مونده؟
دلم پیچیدنِ باد خنک میخواد,
با نغمه ی باز آمد بوی ماه مدرسه...
هوووووووم

شهریور داره نفسای آخرُ میکشه
کاش پاییزی که میاد برای همه ی دوستا و عزیزان پاییز عاشقی و تحقق رویاها باشه ...


برچسب‌ها: تا پاییز

تاريخ : سه شنبه 25 شهریور1393 | 21:44 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

 

 

شما می توانید با ذهنتان جهت حرکت قطار را تعیین کنید.

به مدت کافی به قطار نگاه کنید و

سپس به سادگی

با ذهنتان جهت حرکت تغییر می کند

 


موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی

تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 23:4 | نویسنده : صادق صیادی |

 

رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز

هرکجا می نگرم روی تو پیداست هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو

نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز...

 

بیاید دعا کنیم هیچ خونواده ای غم نبینه,همه سالم باشن,سایه پدر مادرا بالای سر بچه هاشون باشه

سخته غم از دست دادن عزیز...



تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 1:22 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

ناگهان
عشق
آفتاب وار
نقاب بر افکند
و بام و در
به صورتِ تجلي
در آکند،
شعشعة آذرخش وار
فروکاست
و انسان
برخاست.

 

شاملو/


برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : چهارشنبه 19 شهریور1393 | 13:53 | نویسنده : فروغ قاسمی |

 

از در درآمدی و من از خود به درشدم

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب

مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان

مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

سعدی


موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 22:19 | نویسنده : صادق صیادی |
از کودکی پای منبرها نشسته ام و گله ها شنیده ام که همراهان حسین(ع) شب عاشورا او را تنها گذاشتند و مردم کوفه ناجوانمردانه به سپاه یزید پیوستند و خوش خیالانی که در هیچ جبهه ای نجنگیدند. همه اش صحبت بر سر بودن یا نبودن آدمها در کدامیک از لشگرهاست ولی یادم نمی آید کسی گفته باشد که شریح قاضی در کدام جبهه جنگید، انگار کسی از او انتظار شمشیر زدن نداشت. کسی نمی گوید چرا شریح قاضی لباس رزم بر تن نکرد و به یاران حسین(ع) نپیوست و با لشگر یزید نجنگید؟ همه می گویند چرا او حکم ناعادلانه داد؟ چرا حسین(ع) را به خروج از دین محکوم کرد؟ چرا از ابن زیاد ترسید؟ چرا مقهور زور شد؟ همه جا سخن از قضاوت ناعادلانه اوست. چرا وقتی حق و حقیقت را شناخت، تنها به استناد ترک حج واجب و قیام علیه خلیفه وقت، بر خلاف عدالت حکم داد؟ انگار قضاوت او از جنگیدنش در جبهه موثرتر بود. شاید ترس از ابن زیاد مانع پیوستن مردم کوفه به لشگر حسین(ع) شد ولی این شریح قاضی بود که با قضاوت ناعادلانه خود، ظلم را عادلانه جلوه داد و موجب پیوستن کوفیان به لشگر ابن زیاد شد. او در بریده شدن تمام سرهای یاران حسین(ع) شریک شد، در بریده شدن سر حسین شریک شد، در پاره شدن گلوی علی اصغر شریک شد، در ترس و اضطراب کودکان شریک شد، او در همه جنایتهای کربلا شریک شد. کسی از او انتظار بلند شدن و جنگیدن را نداشت، انتظار نشستن و قضاوت عادلانه را داشت. کسی از او انتظار فریاد زدن نداشت، انتظار شنیدن فریاد را داشت. اگر او می نشست و صدای «هل من ناصر ینصرنی» حسین(ع) را می شنید و عادلانه قضاوت می کرد، ظالم را یارای ظلم به مظلوم نبود. اگر او آنروز به عدالت قضاوت می کرد شاید سرنوشت تاریخ ما عوض می شد و به اندازه بزرگی عاشورا، امروز از بزرگی قضاوت می گفتیم. شاید ذهن تاریخی مردم ما هم باور می کرد که قضات مقهور زور نمی شوند و از حاکمان نمی ترسند و از حق و حقیقت دفاع می کنند، فرصتی تاریخی که از دست دادیم.
برچسب‌ها: قاضی یزیدی , دادستان

تاريخ : پنجشنبه 13 شهریور1393 | 23:19 | نویسنده : فروغ قاسمی |
 

همسفر!

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است !
.
.

برچسب‌ها: ادبی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 13 شهریور1393 | 17:6 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
تاريخ : جمعه 7 شهریور1393 | 21:40 | نویسنده : صادق صیادی |

 

 

فکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیست

سجاده ی زر دوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ای دوست کجا نیست

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد! ابداً قصد ریا نیست!

از کمیت کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک ذره فقط کندتر از سرعت نور است

هر رکعت من حائز عنوان جهانی­ست...



در این جای شعر رهبری فرمودند: بدهید در گینس ثبت اش کنند.



این سجده سهو است و یا رکعت آخر؟

چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست!

بی دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی­ست ربا نیست

از بس که پی نیم وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست صفا نیست

گویند که گنجی ست به هر سجده، بیایید!

من رفتم و پیدا نشد ای دوست، نیا! نیست...

به به! چه نمازی­ست همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست...

( سعید طلایی در شب دیدار سالیانه شاعران با رهبر انقلاب - 1393 )

 

مشاهده و دانلود فایل تصویری

 


موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی ، دل نوشته ، زندگی
برچسب‌ها: شعر طنز , دیدار رهبری با شعرا , مذهبی , امام خامنه ای

تاريخ : دوشنبه 3 شهریور1393 | 22:48 | نویسنده : صادق صیادی |

شهریور سلام!

تولد همه شهریوری ها مبارک 

 

دوستان شهریوری کامنت بذارن یه جشن تولد دورهمی بگیریم با هم... 


برچسب‌ها: جشن تولد

تاريخ : شنبه 1 شهریور1393 | 13:45 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

بنظرمن این غزل یکی از بهترین های خانوم سیمین بهبهانیه.امیدوارم لذت ببرید

 

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم
نه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسم

 

مرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست
ولی از دوستان آب زیر کاه می ترسم

 

من از صد دشمن دانای لا مذهب نمی ترسم
ولی از زاهد بی عقل ناآگاه می ترسم

 

پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم
اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم

 

اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید، اما
نه از سختی ره، از سستی همراه می ترسم

 

من از تهدیدهای ضمنی ظالم، نمی ترسم
من از نفرین یک مظلوم، از یک آه، می ترسم

 

من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی
اگر افتد به دست آدم خود خواه، می ترسم

 

مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست
من از قداره بندان مرید شاه، می ترسم

 

نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اما
ز برخی از طرفداران این درگاه، می ترسم

 

چو کیوان بر مدار خویش، می گردم ولی گاهی
از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم ...

 

" روحش شاد و یادش گرامی "


برچسب‌ها: شعر

تاريخ : شنبه 1 شهریور1393 | 13:41 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
افسران - اندر احوالات انتقاد عزیزم ببخشید از روحانی مچکریم
 
 
عزیزم ببخشید: انتقاد بکنم یا نکنم؟
آقای روحانی: انتقاد بکن
 
ـ با شناسنامه انتقاد کنم یا کارت ملی؟
ـ شناسنامه
 
ـ شناسنامه عکسدار باشه یا بدون عکس؟
ـ عکسدار
 
ـ المثنی باشه یا اصل باشه؟
ـ اصل
 
ـ از این جدیدا باشه یا از اون قدیمیا؟
ـ جدیدا
 
ـ از مسایل خارجی انتقاد کنم یا داخلی؟
ـ داخلی
 
ـ انتقادم سازنده باشه یا تند؟
ـ سازنده
 
ـ از مسایل اقتصادی باشه یا فرهنگی؟
ـ اقتصادی
 
ـ از افزایش روز افزون قیمت ها بگم یا از عدم افزایش یارانه مرحله دوم؟
ـ !!!
 
ـ از شناسایی 10 میلیون مفرح جامعه بگم یا از تاکید بر انصراف از یارانه؟
ـ !!!
 
ـ از تورم بالا بگم یا از افزایش قیمت حامل های انرژی؟
ـ !!!
 
ـ از افزایش قیمت بنزین بگم یا از افزایش قیمت خودرو؟
ـ !!! اصلا میخوای از مسایل فرهنگی انتقاد کن!!!
 
ـ از عدم فرق هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بگم یا بها دادن به هنرمندان خاص!!!؟
ـ !!!
 
ـ از مهمونی کاخ سعدآباد بگم یا سکوت دربرابر بی احترامی به ارزش ها؟
ـ !!! ... ول کن چایی بیار
 
ـ چایی کم رنگ باشه یا پررنگ!!!؟؟
.
.
.
 

برچسب‌ها: انتقاد

تاريخ : پنجشنبه 9 مرداد1393 | 12:41 | نویسنده : بهنام شادی |

شعری زیبا از "مارگوت بیکل" ترجمه "احمد شاملو" به همراه فایل صوتی با صدای احمد شاملو

 

سکوت سر شار از ناگفته هاست!

 

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه مي خواند

روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد

وهر دانه برفي

به اشكي نريخته مي ماند ..

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است ..

از حركات ناكرده، اعتراف به عشق هاي نهان

وشگفتي هاي بر زبان نيامده

در اين سكوت حقيقت ما نهفته است

حقيقت تو و من ...

.

.

.

اگر مي خواهي نگهم داري دوست من از دستم مي دهي

اگر مي خواهي همراهيم كني دوست من تا انسان آزادي باشم

ميان ما همبستگي آنگونه ميبارد كه زندگي ما

هر دو تن را غرق در شكوفه مي كند

 

پرواز اعتماد را با يكديگر تجربه كنيم

وگر نه ميشكنيم بال هاي دوستي مان را...

 

 

لینک دانلود فایل صوتی

 

(متن کامل شعر در ادامه مطلب)

 


برچسب‌ها: شعر

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 مرداد1393 | 18:48 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
متنفرم از آن فرمانده صهیونیست . . .
متنفرم از آن کسی که به این سگهای وحشی سلاح میفروشد.. 
متنفرم از ثروتمند کثیف که سرباز اسرائیلی را تحریک میکند . . . 
متنفرم از موجوداتی که ساکت نشسته اند وقتی بوی کباب کودک انسان به مشام میرسد

فلسطین تسلیت

 

 

 



تاريخ : دوشنبه 30 تیر1393 | 14:15 | نویسنده : فروغ قاسمی |

 

اين دنياي حال حاضر ماست....

 

 

 

پيامبر(ص) ميفرمايند :

قدر دو نعمت پنهان رو بدونيد
1-سلامتي....2-امنيت....
كه تا وقتي از دستشون ندي نميفهمي چيه...

 

 

دوستان اين ملت كه فلسيطيني باشند نه امنيت دارند نه سلامتي...
بیاید براشون دعا كنيم كه پيروز بشند در برابر اين يهودي هاي خودخواه..
من و تو شايد كوچكترين كارمون اين باشه كه براشون دعا كنيم...پس همين حالا اين كارو كنیم


برچسب‌ها: فلسطین

تاريخ : شنبه 28 تیر1393 | 23:22 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
 

      

 

در این شبها رحمت دوست جاریست;
مانند رود ; نــه!!
مانند باران ;
اگر دلتان لرزیدبغضتان ترکید;
کسی اینجا محتاج دعا است...
اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید...


برچسب‌ها: لیالی قدر

تاريخ : پنجشنبه 26 تیر1393 | 18:27 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
 

 

 

مولای من....!

تولدت مبارک!

 

 


برچسب‌ها: تبریک

تاريخ : سه شنبه 24 تیر1393 | 15:13 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

با دیدن این عکس چ حسی داری ؟؟بازم میگی تو از همه بدبختری و هیچی نداری؟؟؟

بازم ناامیدی بازم میگی چرا من فلان چیز رو ندارم؟؟؟

نه انصاف داشته باش ...تو خیلی چیزها داری  خیلی بیشتر ازخیلی

به اطرافت نگاه کن...

اب هست خاک هست

پس جوانه بزن...



تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393 | 14:8 | نویسنده : بهنام شادی |

میگویند جمعه می آید …

 



آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم ؛

 



او خواهد آمد ...

 

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: انتظار

تاريخ : جمعه 20 تیر1393 | 17:50 | نویسنده : مرضیه صادقیان |


موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی
برچسب‌ها: عرب ها به ما اموختند

تاريخ : پنجشنبه 19 تیر1393 | 18:29 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

به انسانها التماس نکن

که عین شرمندگی است

اگر حاجتت برآورده شد

<منّت است>

و اگر برآورده نشد

<ذلّت>

به خدا التماس کن

که عین شجاعت است

اگر حاجتت برآورده شد

<رحمت است>

و اگر برآورده نشد

<حکمت>

منبع: از دیوار مغازه دوستم


برچسب‌ها: التماس

تاريخ : چهارشنبه 18 تیر1393 | 22:0 | نویسنده : بهنام شادی |


موضوعات مرتبط: حقوقی ، طنز و سرگرمی ، دانشگاهی
برچسب‌ها: استاد , دانشجو

تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393 | 23:18 | نویسنده : صادق صیادی |
 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: شعر

تاريخ : دوشنبه 16 تیر1393 | 19:8 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

چشمتون روز بد نبینه !

امروز یادم نبود که روزه هستم
رفتم تو اتاق داشتم ساقه طلایی میخوردم
که تو گلوم گیر کرد

همون لحظه هم یادم اومد روزه هستم ! 

 

هیچی دیگه... نه میتونستم آب بخورم

نه میتونستم بیسکویت رو بدم پایین

الان در حال مقاومت با خانواده که اصرار دارن با انبردست

بکشنش بیرون دارم پست میذارم...


موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی
برچسب‌ها: طنز

تاريخ : دوشنبه 16 تیر1393 | 0:32 | نویسنده : حسین عطایی |

سلام دوستان.خسته امتحانا نباشید

یه چندوقتیه وبلاگمون از رونق افتاده.متاسفانه..... امیدوارم حالا که درس و دانشگاه تموم شده،با نویسنده های عزیزمون دوباره دور هم جمع بشیم و وبلاگو سر پا کنیم.

 

حلول ماه مبارک رمضان رو به همه همکلاسی های خوبم تبریک میگم.سر سفره افطار ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید.

 

پروردگارا...!

یک بغل نیاز از من،یک لبخند اجابت از تو....

 

لحظه هایتان لبریز از اجابت....التماس دعا



تاريخ : چهارشنبه 11 تیر1393 | 14:37 | نویسنده : مرضیه صادقیان |

مــاه نــو! در پـی تفسیــر نویـی از رمضـــانـم

روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی


موضوعات مرتبط: دل نوشته ، زندگی
برچسب‌ها: رمضان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 11 تیر1393 | 13:45 | نویسنده : بهنام شادی |

چه انتظار عجیبی!

تو بین منتظران هم          عزیز من چه غریبی!

چه بیخیال نشستیم           نه کوششی نه وفایی!

فقط نشستیم و گفتیم           خداکند که بیایی....



برچسب‌ها: انتظار

تاريخ : جمعه 1 فروردین1393 | 13:30 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
 

111 تیکه های جالب و خنده دار طنز کلاه قرمزی

عیدتون مبارک هووووووووووووووووووووووووووووووووووو

           

پی نوشت۱: حالا که عید ساعت هشته به نظرتون شامو تو سال ۹۲ بخوریم یا۹۳ ....    

پی نوشت۲:سالی که با پنج شنبه و جمعه شروع بشهﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻭﺧﻮﺍﺏ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺑﺸﻪ

شرمنده نوشت:مدیریت منو اخراج نکن قول میدم از این به بعد هر روز بیام وبلاگ..      



تاريخ : چهارشنبه 28 اسفند1392 | 16:6 | نویسنده : علی شادی |
يا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصار
يا مُدبِّرَ الليلِ و النَّهار
يا مُحوِّلَ الحَولِ و الأحوال
حوِّل حالَنا إلى أحسنِ الحال


سرخوش آن عیدی که آن بانی نور
ازکنار کعبه بنماید ظهور
قلبها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانگ انا المهدی زند . . .


سفته
سوء قصد
سرقت
سوگند
سفیه
سرقفلی
سبب اقوا از مباشر
‏‏
اینم از هفت سین ما حقوقی ها




حالا من که هيچ !
اما اميدوارم عکس هاي بقیه دوستان توي سال جديد 2 نفره باشه !


عيدتون مبارک . . .


موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : دوشنبه 26 اسفند1392 | 5:4 | نویسنده : صادق صیادی |


بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

 

 

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...


 

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

 

 


ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

 

 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

فریدون مشیری


برچسب‌ها: بهار

تاريخ : جمعه 23 اسفند1392 | 19:16 | نویسنده : مرضیه صادقیان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.